عباس قديانى

68

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

داشته و بار ديگر از 256 تا 263 ه . ق . وزير معتمد بوده است . 2 - ابو على محمد فرزند عبيد الله مذكور . او از زمان فوت پدر متصدى مناصب مهم گشت و عاقبت در سال 229 ه . ق . به وزارت رسيد و با اينكه مقتدر خليفه را به دو اقبال و ميلى نبود به واسطهء يكى از زنان حرم در مقام خود باقى ماند . 3 - ابو القاسم عبد الله فرزند محمد مذكور در سال 312 ه . ق . وزير شد و يك سال و نيم در اين مقام بود ، ليكن به‌علت مخالفت نصر قشورى رئيس حجاب معزول و محبوس و اموال او مصادره گشت و در سال 314 ه . ق . درگذشت . ابن خرداذبه « عبيد الله بن احمد خرداذبه » در 211 ه . ق . تولد يافت و در 300 ه . ق . درگذشت . او ابتدا زرتشتى بود و بعد به دست برامكه مسلمان شد . از تأليفات او « المسالك و الممالك » است ، كه از ممالك صحبت كرده و ضمنا ترتيب باج و خراج دولت عباسى را در قرن سوم هجرى و نيز وسايل وصول آن را فراهم نموده . اين كتاب اطلاعاتى را راجع به دوره ساسانى مىدهد . ابن خلدون « ولى الدين عبد الرحمن محمد بن محمد بن ابى بكر محمد بن حسن » ( 808 - 732 ه . ق . ) يكى از برجسته‌ترين شخصيتهاى فرهنگ عربى و اسلام . او را عموما مورخ ، جامعه‌شناس و فيلسوف شمرده‌اند . از اين‌رو زندگى و آثار او تاكنون موضوع مطالعات بىشمار و منشأ تفسيرهاى بسيار مختلف و حتى بسيار متناقض بوده است . ابن خلدون را بيشتر به‌سبب [ مقدمه ] و [ كتاب العبر ] وى مىشناسند ولى او آثار ديگرى نيز داشته كه فقط برخى از آنها به‌جاى مانده است . ابن خلكان شمس الدين ابو العباس احمد بن خلكان در اربل به دنيا آمد و از سلامه برمكيان است كه به شام ، حلب ، دمشق ، اسكندريه مسافرت كرده و مدتى در دمشق سمت قضاوت داشته و در قاهره در مدرسهء فخريه تدريس مىنمود . تأليف مشهور او « وفيات الاعيان » در شرح‌حال رجال بزرگ و دانشمندان اسلام است ( غير از رجال قرن اول هجرى . اين شاكر الكتبى شرح‌حال بزرگانى كه در « وفيات الاعيان » فراموش شده به رشتهء تحرير درآورده و نام آن را « فوات الوفيات » گذاشته . وفات ابن خلكان در سال 681 رخ داد . ابن روح ابو القاسم حسين ابن روح نوبختى وفات ( 326 يا 329 ) اصلا ايرانى از نژاد نوبخت ، نائب سوم امام دوازدهم حضرت مهدى ( عج ) تعالى فرجه الشريف . ابن سهلان از وزيران آل بويه ( ديلميان ) وزير سلطان الدوله ديلمى كه ابن سهلان را به وزارت برگزيد و لشكرى را زير فرماندهى او به جنگ مشرق الدوله ( برادر خود ) فرستاد ، ولى در سال 411 ه . ق . جلال الدوله برادر ديگر سلطان الدوله كه حاكم بصره بود ، بر خلاف سلطان الدوله با او موافقت نمود ، آن‌گاه برادران به اتفاق هم ، ابن سهلان را گرفته و ميل كشيدند و او را نابينا كردند .